مدتي ذهنم گرفتار چند و چون معناي «بلا» بود. ابراهيم گرفتار بلا مي‌شود و فرعون گرفتار عذاب. يعني بلا شايد رشد و تجربه و هوشمندي و فراروي مي‌آورد و عذاب نابودي و فروماندگي. اما انگار در زبان كنوني تفاوت چنداني براي معناي اين دو لفظ قايل نيستيم . يعني براي ما فرقي نمي‌كند گرفتار بلا باشيم يا عذاب

اين گمانه كه حالا فهم اين تفاوت چه گرهي را از كار ما مي‌گشايد، شايد از بي‌خبري كاركرد زبان باشد. پيش از اين هم نوشته بودم كه زبان ما گرفتار آشوب شده. بحث بر سر اين نيست كه اين الفاظ از متن مقدس باشد يا نباشد، بحث ابراهيم و فرعون هم نيست، مهم اين است كه زبان تكيه‌گاه انديشه است و ما با اين واژگان مي‌انديشيم، سخن مي‌گوييم. و هنگامي كه حوزه‌ي معنايي الفاظ را از يكديگر تشخيص ندهيم، بديهي است كه هم انديشه‌اي آشوب زده داشته باشيم و هم حرف يكديگر را نفهميم.

زبان براي من آيينه‌اي است كه فرهنگ و تمدن يك ملت را مي‌توان در آن مشاهده كرد. مي‌توان تصويري از انسان پيچيده را در آيينه‌ي زبان ديد. مي‌گويم «انسان پيچيده» و دوست دارم بگويم بسيار پيچيده‌.

حاصل اين جستجو در مورد معناي «بلا» را به اجمال در سايت آيين پژوهي و فرهنگ ذيل عنوان «گذري كوتاه بر معناي بلا» آورده‌ام، اگر چه بسيار نابسنده مي‌نمايد.

ديگر اينكه: پيش‌ترها «از اين نگاه» را در بلوگر ايجاد كرده بودم كه هنوز هم هست، گمانم امكانات بيشتر و بهتري نسبت به‌ اينجا داشته باشد، چيزهايي هم آنجا نوشته‌ام و مي‌نويسم.

زنده باشيد: علي طهماسبي

 

نوشته شده توسط علي طهماسبی در چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387 |